مهدى فرمانيان

29

آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )

بزرگوار پيامبر ، شيعه‌گرى را پديد آوردند . « 1 » 6 . برخى پيدايش شيعه را به لحاظ پس از وفات پيامبر و تعيين خليفهء نخست در « سقيفه » دانسته‌اند . « 2 » از نظر اينان ، اعتراض جماعتى از صحابه بر انتخاب ابو بكر و سخن آنان مبنى بر احقيت امام على ( ع ) نسبت به ديگران ، شاهد چنين ادعايى است . « 3 » 7 . شيعه در اواخر عهد عثمان و در جمل پديد آمده است . « 4 » 8 . شيعه در صفين و پس از ماجراى حكميت ظهور كرده است . « 5 » 9 . شيعه پس از حادثهء كربلا و شهادت امام حسين شكل گرفته است . « 6 » چهار ديدگاه اخير را مىتوان دو گونه تفسير كرد : نخست آنكه ، مراد صاحبان اين آرا استعمال واژهء شيعه يا رواج يافتن و علم شدن آن براى جماعت پيروان امام على ( ع ) در مواقع ياد شده باشد . دوم آنكه ، مواقع ياد شده مبدأ پيدايش شيعهء امام على ( ع ) باشد . بنابر تفسير نخست ، به نظر مىرسد آخرين ديدگاه كه رواج يافتن و رسمى شدن واژهء شيعه را در مورد پيروان امام على ( ع ) پس از تراژدى كربلا و به هنگام قيام توّابين مىداند ، از شواهد بيشترى برخوردار است . 10 . برخى پديد آمدن مذهب تشيع را نتيجهء اعمال زور و سياست‌هاى برخى حكومت‌هاى

--> ( 1 ) . شيعه ، ص 20 . ( 2 ) . گلدزيهر ، العقيدة و الشريعة فى الاسلام ، ص 189 ؛ ابن خلدون ، تاريخ ، ج 3 ، ص 214 ؛ فجر الاسلام ، ص 278 ؛ الوائلى ، هويّة التشيع ، ص 24 ؛ تاريخ الامامية ، ص 36 . ( 3 ) . ناشى اكبر ، مسائل الامامة ، ص 9 و 10 . بلاذرى به نحو پراكنده اعتراض برخى از اصحاب مثل سلمان فارسى و زبير را نقل كرده است . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 267 - 268 و 274 ؛ يعقوبى ، تاريخ ، ج 2 ، ص 124 و 125 ؛ جوهرى ، السقيفه و فدك ، ص 38 . ( 4 ) . ابن نديم ، الفهرست ، ص 326 . نيز ر . ك : هوية التشيع ، ص 25 ؛ تاريخ الامامية ، ص 37 . ( 5 ) . ر . ك : صبحى ، نظرية الامامة ، ص 40 . بنا به نقل فيّاض ، رأى مونتگمرى وات نيز همين است . ر . ك : تاريخ الامامية ، ص 37 . ( 6 ) . اين ، رأى شمار بسيارى از نويسندگان است ؛ براى مثال : شيبى ، الصلة بين التصوف و التشيع ، ج 1 ، ص 23 . نيز ر . ك : هوية الشيعة ، ص 25 و 26 ؛ نظرية الامامة ، ص 47 - 49 . در اين اثر از اشتروتمان ، ويل دورانت به عنوان صاحبان چنين ديدگاهى ياد شده است . بنا به رأى طه حسين حزب شيعه پس از صلح امام حسن ( ع ) شكل گرفته است . اسلاميات ( على و بنوه ) ، ص 973 .